محمد مهدى ملايرى

48

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بلاغت فارسى دربارهء فن بلاغت پارسى كه آموختن و احاطهء بر آن يكى از اركان اصلى حرفهء دبيرى بوده و گذشته از دبيران جزء موادى هم به شمار مىرفته كه به بزرگزادگان مىآموخته‌اند ، از روى نامها و عنوانهاى نوشته‌هايى كه در اين فن از دوران ساسانى به دوران اسلامى رسيده بوده و همچنين از آثار پراكنده‌اى كه از آن نوشته‌ها در كتابهاى ادبى عربى باقىمانده ، مىتوان تا حدى به كليات قواعد و اصولى كه بيش از همه بدان پاىبند بوده‌اند پىبرد و اجمالا چهره‌اى از آن را مشخص نمود . در رساله‌اى كه از آثار ساسانى در ضمن متنهاى پهلوى برجاىمانده و به نام « خسرو و ريدك وى » به چاپ رسيده « 1 » و قسمتى از آن هم در كتاب « غرر ملوك الفرس » ثعالبى نقل شده و متضمن گفتگويى است ميان خسرو ( انوشيروان يا پرويز ) و جوان دانايى كه ملازمش بوده ؛ آن جوان تعليماتى را كه فراگرفته بوده بدينگونه شرح مىدهد : « در سن مقرر او را به مدرسه گذاشته‌اند . نخست قسمتهاى مهم اوستا و زند را مانند يك هيربد از بركرده ، سپس در تعليمات متوسطه ادبيات و تاريخ

--> ( 1 ) . قسمتهايى از اين رساله را ثعالبى ( غرر ملوك الفرس ، ص 705 به بعد ) در ضمن ويژگيها و چيزهاى شگفت خسرو پرويز نقل كرده و اين جوان را هم به نام ريدك خوش آرزو ( ريدك بمعنى پسر نوبالغ و جوان مقبول ) يكى از آن شگفتيها برشمرده است . و او را از فرزندان سران دهقانها كه از طبقات ممتاز دوران ساسانى بوده‌اند « من ابناء رؤساء الدهاقين » نوشته است . در متن پهلوى موجود كه به وسيلهء ج . م . او نوالا به نام ، « خسرو و ريدك وى » چاپ شده نام اين جوان « واسپوهر » آمده است . در اين دو سند يعنى متن پهلوى موجود و آنچه ثعالبى از آن آورده به گفتهء كريستن‌سن دو اختلاف موجود است كه به نظر وى احتمال مىرود از اختلاف نسخه‌ها حاصل شده باشد . يكى در نام خسرو است كه در متن ثعالبى خسرو دوم يعنى خسرو پرويز و در متن پهلوى اونوالا خسرو اول يعنى انوشيروان است و ديگرى نام جوان است كه در متن ثعالبى خوش‌آرزو و در متن پهلوى اونوالا واسپوهر است . گرچه آقاى ه . و بيلى معتقد است كه واسپوهران يكى از طبقات اجتماعى و از طبقات ممتازه دوران ساسانى به شمار مىرفته‌اند نه نام او ، و نام خوش‌آرزو در متن پهلوى از قلم افتاده است . ن . ك . كريستن‌سن ، ص 2 / 4 و حاشيهء 5 آن صفحه .